فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
مقدمهء مصحح 16
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
آگاهى ما از زندگى وى منحصر به مطالبى است كه بيشتر در نوشتههاى خود او به صورت پراكنده بر جاى مانده است . به گفتهء خودش ، او خنجى بود ، در شيراز زاده شد و رشد كرد ، در حالى كه اصل و نسب اصفهانى داشت . خنج از توابع لارستان فارس است و بيشتر ساكنان آن را در روزگار مؤلف ، سنيان شافعى مذهب تشكيل مىدادند . فضل اللّه در ذكر تبار خود ، از بيان نام پدر بزرگ خويش فراتر نمىرود . جدّ او قاضى امين الدّين فضل اللّه روزبهان از شخصيتهاى مخالف شاهرخ بود كه در سال 850 / 1446 ، به اتّهام همدستى با سلطان محمّد ميرزا ، حكمران قم و رى ، همراه خواجه افضل الدّين محمّد تركه و عبد الرّحمان ، برادر زادهء خود در ساوه كشته شد « 1 » . امّا پدرش در عصر دولت آق قوينلو در زمرهء سرداران و بزرگان اصفهان بود و در ابتدا شغل ديوانى مهمى داشت ، ولى پس از چندى از آن كار كناره گرفت و به نوشتن مشغول شد . « 2 » در آغاز سلطنت سلطان يعقوب بايندر ، حاجى بيك الپاوت داروغهء اصفهان قيام كرد . پس از سركوبى وى ، سلطان يعقوب سرداران عراق را به تبريز فرا خواند تا به فكر قيام نيفتند . پدر مؤلف جمال الدّين روزبهان نيز در زمرهء آنان بود . چون او از دانشيان روزگار خود بود ، هنگام ورود به دار السّلطنهء تبريز مورد توجه و احترام سلطان يعقوب قرار گرفت و در دربار وى رتبت مصاحبت يافت . به تدريج توجه دربار به جمال الدّين بيشتر شد و او يكى از آثار خود به نام ثمرة الاشجار را به يعقوب بيك پيشكش كرد و مورد توجّه سلطان قرار گرفت ، چند بيت از اين اثر از باب نمونه در تاريخ عالم آرا آمده است . « 3 » فضل اللّه از سوى مادر با خاندان صاعديان اصفهان كه خاندانى قدرتمند بودند و در تاريخ ادب به عنوان حاميان شاعرانى چون كمال الدّين اسماعيل شناخته مىشوند ، ارتباط دارد . به نوشتهء نويسنده ، دايى وى خواجه جلال الاسلام و المسلمين اسماعيل صاعدى كه در بغداد ، در دربار پير بوداق فرزند جهانشاه قراقوينلو صدارت داشت در
--> ( 1 ) . ديار بكريه ، 288 ؛ چهارده معصوم ، 14 . ( 2 ) . تشكيل دولت ملى در ايران ، 148 . ( 3 ) . عالمآراى امينى ، 167 .